الشيخ رسول جعفريان
763
رسائل حجابيه (فارسى)
بسم الله الرحمن الرحيم عبد الرّحمن پسر حافظ داود هراتى ، شخصى بود حنفى مذهب و فقه ابو حنيفه را نزد پدر قرائت كرده و بسيار متعصّب و متصلّب در عقيدهء خود ، و مردى فاضل و هوشمند و كامل و ارجمند گرديد ، فوق العاده حريص در مطالعهء كتب علميّه ؛ اتفاقا روزى كتاب وفيات الاعيان ابن خلّكان را مطالعه مىنمود ، رسيد به حرف نون در ترجمهء نعمان بن ثابت كه اسم ابو حنيفه امام و پيشواى او بود ، ديد نوشته ابو حنيفه ، ابو قيس را ابى قيس مىخواند ؛ يعنى حالت رفعى را به حالت جرّى قرائت مىكرد . عبد الرّحمن تعجب كرده و با خود گفت : يعنى چه ؟ در علم نحو و قانون عربيّت كه جايز نيست اين نحوه از تلفظ ؛ امام اعظم به چه قانون حالت رفعى را به حالت جرّى تلفّظ نموده ؛ بعد از او ديد نوشته : خطيب بغدادى [ را ] در تاريخ خود طعن بسيار بر ابو حنيفه و به قدرى او را ملامت و مذمّت نموده كه گوش تاب شنيدن ندارد . از اين مطالعه حواس عبد الرحمن كاملا پريشان شد . كتاب را برهم نهاد و نزد پدر به عجله رفت و حقيقت حال ابو حنيفه از پدر سؤال نمود و گفت : اگر اين شخص امام اعظم است ، چرا بايستى عربيتش چنين ناقص و ضعيف باشد كه ابو قيس را ابى قيس بخواند و خطيب بغدادى طعنش زده و اين خطيب كيست و وجه طعنش چيست ؟ حافظ داود گفت : اى فرزند جان ! تو را با خطيب چه كار ؟ و مطالعهء تاريخ ابن خلّكان چه فايده دارد ؟ مطالعه اين مطالعه اين قبيل كتب بر تو حرام است . برو صحيح بخارى مطالعه نما . عبد الرحمن جواب پدر را اعتنايى ننمود و در نزدش ناپسنديده آمد و به مطالعه تاريخ ادامه داد تا آنكه روزى رسيد به ترجمهء محمود بن سبكتكين و ديد نماز ابو حنيفه را نقل مىكند كه ابو حنيفه جايز مىداند با پوست سگ نماز كردن را پس از دباغى ، و جايز است براى شخص نمازگذار كه پوست سگ را لباس خود قرار داده ، و با نبيذ كه قسمتى از شراب و جزء مسكرات است وضو بگيرد ، و نجاست بر خود بمالد و بدون نيّت تكبيره الاحرام بگويد ، آن هم به فارسى ؛ يعنى بگويد : خدا بزرگ است ؛ و بجاى سوره ، يك آيهء فارسى بخواند ، مثل معنى « مُدْهامَّتانِ » « 1 » كه بگويد دو برگ سبز ؛ و مانند كلاغ به ركوع و سجود رود
--> ( 1 ) . الرحمن ، 64